معجزه نوشتن

https://up.20script.ir/file/6bf8-2ed3c3bd-ee16-4a17-93c1-eb918df3308f.png

 

راستش را بخواهید، خیلی از ما بارها تصمیم گرفتیم یک‌سری کارها را انجام بدهیم؛ کارهایی که هم وظیفه‌مان بوده، هم بعضی‌هایشان اتفاقاً لذت‌بخش بودند. اما به هر دلیلی انجامشان ندادیم و کم‌کم تبدیل شدند به یک بارِ اضافه روی شانه‌هایمان.

این حس را شاید شما هم تجربه کرده باشید: چندبار شروع می‌کنیم، بعد رهایش می‌کنیم، یا هی امروز و فردا می‌کنیم. ولی من یک چیزی را به مرور فهمیدم؛ اینکه اولین قدم برای آرامش، واقعاً همین نوشتن است.

خیلی وقت‌ها شده که احساس می‌کردم حجم کارهایم سنگین و ترسناک است. انگار همه‌چیز قاتی شده و هیچ‌چیزی سر جای خودش نیست. اما همین که یک قلم برداشتم و همه‌چیز را روی کاغذ ریختم، دیدم آن‌قدری هم که توی ذهنم بزرگ شده بودند، ترسناک نیستند. با کمی زمان، می‌شود از پسشان برآمد. البته اینکه نوشتن فقط قدم اول است و قدم بعدی عمل کردن است را هم قبول دارم.

اما بگذارید یک چیز را روشن کنم: منظورم از نوشتن، برنامه‌ریزی خشک و رسمی نیست. چون خودِ من بارها یک برنامه‌ی دقیق نوشتم و بعد که بهش عمل نکردم، بیشتر اعصابم خرد شد. چیزی که کمکم کرد، نوشتنِ خودِ شلوغی ذهنم بود. اینکه بنویسم چی تو ذهنمه، چی فشارم می‌ده، چی می‌خوام، چی عقب افتاده… بعد کم‌کم برای هرکدام یک راه پیدا کنم.

گاهی این نوشتن تبدیل می‌شود به یک گفت‌وگوی دونفره؛ بین «منِ شلوغ و خسته» و «منِ منطقی‌ترم». انگار خودم با خودم می‌نشینم و حرف می‌زنم، بدون قضاوت، بدون اینکه فوری بخواهم از خودم عملکرد ببینم.

برای من این نوع نوشتن نه تنها آزاردهنده نشد، بلکه شد یک جور نفس کشیدن؛ یک جور برگشتن به خودم

0
درباره

سلام به «زمزمه‌های ماهتاب»!🌻
 من یه  دانشجوی روانشناسی‌ام که‌دوست‌دارم  اینجا گاهی بنویسم 

امکانات
قدرت گرفته از بلاگیکس ©